از الگو های تکرار شونده تا عشق به خود؛ روایتی از تغییر درونی
اگر پست قبلی رو خونده باشید و شما هم مثل من متوجه الگوهای تکرارشونده توی زندگیتون شده باشید، احتمالاً یکی از اولین سؤالهایی که توی ذهنتون به…
اگر پست قبلی رو خونده باشید و شما هم مثل من متوجه الگوهای تکرارشونده توی زندگیتون شده باشید، احتمالاً یکی از اولین سؤالهایی که توی ذهنتون به…
تا چند سال پیش فکر میکردم همه چیز به بدشانسی مربوط میشود. توی بعضی از بخشهای زندگیام بارها و بارها با نتایج مشابهی روبهرو میشدم. آدمها عوض…
بعضی وقتها وقتی اتفاقات واقعاً هولناک و تلخی را تجربه میکنی، دردی که به قلب و جسمت وارد میشود آنقدر زیاد و عمیق است که فکر میکنی…
مدتها فکر میکردم اگر بتوانم آدمها را کامل تحلیل کنم، میتوانم آینده را پیشبینی کنم. سالها در رابطههای مختلف، تکتک رفتارها، حرفها، نگاهها و حتی سکوتهای طرف…
وقتی یک پسر ۲۳ ساله غیرت را جور دیگری معنا کرد.. چند شب پیش برای خرید فیلترشکن برای لپتاپم به کسی پیام دادم. اولین بار بود میخواستم…
این روزها بدنم زودتر از ذهنم می فهمد چه خبر شده. قلبم تندتر می زند، نفسم کوتاه تر شده و قفسه ی سینه ام سنگین است. همه…
تا جایی که یادم میاد، اولین باری که تصمیم گرفتم همه چیز رو به طور روزانه ثبت کنم _نه هر از گاهی_ ترم اول دانشگاه بودم. رفتم…
مدت ها بود چیزهایی در من شکل گرفته بودند که هیچ جایی برای بودن نداشتند؛ جز روی کاغذ. از وقتی یادم میاد، نوشتن حال منو خوب می…