منوی دسته بندی

جمله ای که سال ها قضاوت را فرو ریخت

file 0000000057e871fd9283f6beafc261ed

وقتی  یک پسر ۲۳ ساله غیرت را جور دیگری معنا کرد..

چند شب پیش برای خرید فیلترشکن برای لپ‌تاپم به کسی پیام دادم. اولین بار بود می‌خواستم برای لپ‌تاپ فیلترشکن بگیرم و خیلی با این فضا آشنا نبودم. برای نصب و بالا آوردن سرورها خیلی وقت گذاشت و راهنماییم کرد و آشنایی‌مان از همان‌جا شروع شد.

کم‌کم فهمیدم ۲۳ ساله است، دانشجوی سال سوم، و به نویسندگی، نقاشی و زبان علاقه دارد.

یکی از چیزهایی که از او شنیدم درباره نگاهش به دین و انسانیت بود؛ نگاهی که به نظرم از صادقانه‌ترین نوع نگاه‌هاست.

می‌گفت:

«اعتقادی به دین و مذهب ندارم، ولی یه چیزی درونمه که اجازه نمی‌ده آدم بدی باشم. اون خدای منه.»

این جمله خیلی به دلم نشست. به نظرم در این سن، بعضی حقیقت‌ها را زودتر از خیلی‌ها فهمیده بود؛ چیزهایی که من تازه بعد از سال‌ها درون‌نگری بهشان رسیده‌ام. اینکه خدا می‌تواند درون ما باشد. اینکه انسان می‌تواند منبع نور خودش باشد.

اما عمیق‌ترین بخش حرف‌هایش هنوز مانده بود.

تعریف کرد در آن دو شبی که خیلی‌ها هنوز در آن گیر کرده‌اند — ۱۸ و ۱۹ دی — او هم بیرون بوده.

گفت قبل از رفتن، وصیت‌نامه‌اش را نوشته و گذاشته خانه.

همان لحظه با خودم فکر کردم:

چه چیزی می‌تواند این نسل را بترساند؟

نسلی که برای فریاد زدن حقش در خیابان، نه در جنگ با کشوری دیگر، وصیت‌نامه می‌نویسد…

چیزی برای از دست دادن ندارد.

خیلی‌هایشان رفتند و برنگشتند.

وقتی از ناراحتی‌اش می‌گفت که چرا دیگران رفتند و او مانده، بهش گفتم من هم مثل خیلی‌ها شرمِ زنده‌ماندن دارم.

جوابش شوکم کرد.

با همان سادگی و صداقتی که از پشت کلماتش هم می‌شد حس کرد، نوشت:

«شما که خانومید جای خود… هزار تا پسر هم برن، تو نباید تکون بخوری. دخترا بحثشون جداست.»

همین چند جمله، چیزی را در من جابه‌جا کرد.

تا قبل از این گفت‌وگو، او برایم فقط پسری بود که گیم بازی می‌کند و سرور می‌فروشد.

اما بعد از حرف‌هایش، دیگر فقط یک پسر ۲۳ ساله نبود.

آدمی بود که جمله‌هایش بوی شرافت می‌داد.

کسی که در اوج جوانی وصیت‌نامه نوشته و حاضر است جانش را بدهد تا حتی یک دختر آسیب نبیند — چون همه‌مان می‌دانیم اگر دختری دستگیر شود، چه خطرهایی تهدیدش می‌کند. همان‌جا فهمیدم تغییری که مدتی است درونم شروع شده، حالا جدی‌تر و ریشه‌دارتر شده.

دیگر مردها را روبه‌روی خودم نمی‌بینم.

کنار خودم می‌بینم.

همان لحظه با خودم گفتم این حرف‌ها نباید فراموش شوند.

بعضی آدم‌ها دنیا را عوض نمی‌کنند؛

فقط نگاه تو را عوض می‌کنند.

و همین یعنی دنیا برای تو عوض شده است.

gazelle وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید